|
بـــــه نام اهــــوراي جــان آفريــن خداونــــد كيــهان و چرخ و زميـــن ستایم ويـــرا بــه گفتـــار نيــك به انديشـــه نيـــك و كــردار نيــــك هر آنكس كه از دل ستايش كند زروی درستـــــي نيــــايش کنـــد خدا آگـــه از راز پنـــهان اوســـت بههر رنج و سختي نگهبان اوست درود هــــمه بر چـــنين مــردمـان چـهمرد و چه زن در سراسر جهان
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
آبان 1388
تیر 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 مرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 آرشیو موضوعی
سخنی نیست
پیامبر ایرانیان زایش زرتشت زرتشتیگری نامه عمر به يزد گزد دین زرتشت کاوه آهنگر اسلام پذيري ايرانيان نماد فروهر کوروش کبیر حافظ سهراب سپهری دین چیست آرش کمانگیر بابک خرم دین قصه را که ميداني؟ آریو برزن سورنا صحبت با خدا جشن تیرگان قصه ی شهر سنگستان جشن مهرگان اشو زرتشت سالروز اشو کوروش پرنده مردنیست شب یلدا تاریکی و ظلمت دریای کاسپین جشن سده گفتار اشو زرتشت اوستا در تاریخ زرتشت را ببین جشن نوروز 87 ابا تیمار از خدا صدا نمیرسد اشپیگل و استاد رجبی مهرگان سالنامه 1388 فرهنگ ایرانی لذت زندگی تبریک نوروز زادروز اشو گوش كن دریا جستجو
پیوندها
اگه حرف بزنی اقا گرگه میخورتت
عکسهای ایلیا بزرگان ایران تاريخ ايرانزمين رضا مرادی غیاث آبادی نامهای ایرانی آوای آزاد روزنامک کلمه سبز قلم نیوز یتااهو :: قالب ساز :: پیوندهای روزانه
ویولت
شعرهای هژار ایرانفرا هانی سروش و سینا دیرینه خود را باور کن ماریونت و ماریونت گردان درست زندگی کردن یک هنر است این من نیستم تمام پیوندها آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
ایلیا - آرتیمان
بهترین سخنان را بشنوید و با اندیشه روشن بنگرید . سپس هر کدام از شما برای خود بهترین راه را برگزینید سير اسلام پذيري ايرانيان
سير اسلام پذيري ايرانيان
بارها گفته اند و شنیده ایم که زمانیکه اعراب به ایران حمله کردند ایرانیان که از ظلم و ستم شاهان ساسانی و نظام طبقاتی خسته شده بودند و اعراب که حامل شعار برادری و برابری بودند به دعوت اعراب لبیک گفتند و اسلام را با آغوش باز پذیرفتند. اولا که شعار برابری مخصوص دین اسلام نیست بلکه تمامی ادیان این شعار را داده اند چنانچه اشو زرتشت نیز این شعار را داده بود مسیح یهود و حتی مزدک نیز پیمان برابری و برادری را مطرح کرده بود. دوما اینکه اعراب در حالی این شعار را می دادند که از هیچ جنایتی در ایران فروگذار نکردند. گذشته از قتلهای وحشیانه و اعمال سفاکانه و غارتها ، تجاوزها و ویرانیها ، رفتار آنان با ایرانیان و با اسرای ایرانی با شهروندان ایرانی که تحت حاکمیت اعراب بودند کاملا ضد عدل و مساوات بود و تبعیض بسیاری بین عرب و ایرانی قائل می شدند. بطوریکه ایرانیها را از حقوق اجتماعی و حتی انسانی منع کردند و همیشه آنها را مورد تمسخر خود قرار می دهند و ایرانیان را موالی خود یعنی بردگان آزاد شده توسط خود می خوانند و به اسرای ایرانی هیچ حقوقی نمی دادند حتی حق داشتن سلاح ، حق داشتن شغل آزاد و مستقل ، حق سوار شدن بر اسب و ... را به آنها نمی دادند حتی نمی گذاشتند ایرانیانی که مسلمان شده بودند در مراسم مذهبی آنها شرکت کنند و در نماز جماعت خویش آنها را راه نمی دادند و می گفتند سه چیز نماز را باطل می کند : سگ ، الاغ و ایرانی ! ... کدام برابری؟ کدام برادری؟ آیا اسلام چنین دستور داده بود؟ عمل ابولولو ( فیروز ) نماینده ایرانیان وطن دوست نمونه بارز این بی عدالتی و دروغ گوئی های اعراب بود. با این حساب چگونه می توان اعراب را منجی ایرانیان خواند و از کسانی بدانیم که هدفشان گسترش عدالت در ایران بود؟ چگونه ایرانیان اعراب و در نتیجه اسلام را پذیرند -در حالی که آورندگان اسلام به ایران خود بر خلاف اسلام عمل می کردند – البته ما نمی گوئیم در زمان ساسانیان ظلم و ستم نبوده . چرااا بوده است. اما با آمده اعراب و تسلط آنها هیچگاه این ظلم و ستم کاهش نیافت و هیچگاه معادله های طبقاتی را به نفع ایرانیان تغییر نداد بلکه در نتیجه پذیرش اسلام توسط اشراف ایرانی به خاطر اینکه منافع خود اموال ، زمینها و املاک خود را از دست ندهند ، ظلم دو گانه ای بر مردم ایران کردند از طرفی ظلم اشراف و زمینداران بر مردم ایران و بدتر از آن ظلم و ستم اعراب بر مردم ایران که زمان امویان و عباسیان به اوج خود رسیده بود در هیچ دوره ای از تاریخ ایران سابقه نداشته اشت. خوب با این حال چگونه می توان پذیرفت که ایرانیان در حالی که از جنایات اعراب و بی عدالتی و تبعض آنها آگاه بودند آنها را بپذیرند و مسلمان شوند؟ ... یکی دیگر از دلایل عقلی که اثبات می کند ایرانیان بعد از حمله اعراب و در مدت کوتاهی مسلمان نشده اند این است اگر ایرانیان اسلام را می پذیرفتند قطعا باید اعراب را نیز می پذیرفتند از نظر منطقی نمی شود قبول کرد که ایرانیان در مقابل اعراب بسیار مقاومت کردند و آنها را مدام از شهر و دیار خود بیرون می راندند و شورشهای بسیاری علیه اعراب به راه می انداختند در حالی که دینشان را پذیرفته باشند. مثل این است که بگوئیم پیامبری در دیاری ظهور کند و مردم در حالی که با این پیامبر بشدت مبارزه کنند و یا او را به قتل برسانند در همین حال دینش را بپذیرند که گمان نمی کنم هیچ عقلی این مطلب را پذیرد.... از دلایل نقلی این که در تواریخ نوشته شده که مردم ايران به طور عامه صد و ده سال بعد از حمله اعراب اسلام را پذيرفتند .در تمامي تواريخ اسلامي مانند تاريخ طبري که مهمترين آنان هم است ذکر شده از اهواز که به طرف شرق حرکت کني تعداد مسلمانان کم مي شود تا جايي که در استخر (شيراز) ديگر مسلمانان حکم بيگانه دارند و بيشتر بيگانه محسوب مي شوند .شهرهايي مانند جي (اصفهان) گرفته تا مرو کاملا دين زرتشت در آنان غالب است . این مطلب علاوه بر اینکه خلاف ادعای کسانی را که می گویند اعراب در حمله به ایران اسلام را آوردند ثابت می کند این دروغ تاریخی را که می گوید مردم ایران اعراب را پذیرفتند و تسلط اعراب را قبول داشتند بر ملا می کند. اگر واقعا مردم ايران از حمله اعراب دفاع مي کردند و آن را قبول داشتند چرا مسلمان شدن عدة زیادی از آنان يکصد و ده سال طول کشيد ؟ . و آنطور که در تاریخ نوشته اند از سپاه سی هزار نفری مختار ثقفی برای انتقام از امام خون حسین (ع) بیست و دو هزار نفر ایرانی زرتشتی بودند. و بگفته ی دیگر تواریخ در ششصد سال بعد هنوز گروه های بسیار زیادی به دین زرتشت بودند. بعضی از مستشرقین معتقدند که ایرانیان با زور و شمشیر مسلمان شده اند و یا ایرانیان به زور شمشیر و زیر فشارهای اعراب اعلام مسلمانی کردند. بین مسلمان شدن و اعلام مسلمانی کردند زمین تا آسمان تفاوت دارد و در رد گفته مستشرقین هم می گویم که پذیرش دینی و نهادینه شدن آن با زور و شمشیر از نظر منطقی و علمی باطل است. به گواه تاریخ ایرانیان زمانی تصمیم گرفتن که اعلام مسلمانی کنند که ادامه زندگی آنها با توجه به فشارهای اعراب بر آنها ممکن نبود. از جمله فشارهای آنها مالیات و جزایای بسیار بسیار سنگین بود که در هیچ دوره ای از تاریخ ایران چنین مالیاتی سنگینی از آنها گرفته نمی شد بطوریکه از مالیاتی که از شهر انبار می رگفتند شهر کوفه را که آن زمان دهکده ای بود ساختند و در تاریخ طبری می نویسد که از خراج ری کسرا پدید آمد. گویند جزیه ها، خراجها و مالیاتها چنان سنگین بود که ایرانیان اگر همه شب گرسنه هم می خوابیدند باز هم توان پرداخت آن را نداشتند. از جمله مالیاتهائی که در بعضی از شهرهای ایران می گرفتند غلامان نابالغ و دختران باکره بود بطوریکه مالیاتی که از سیستان می گرفتند سالانه دو هزار غلام نابالغ و دختران باکره جزئی از مالیاتهائی بود که از مردم آنجا می گرفتند. شیوه گرفتن این گونه مالیاتها به نوشتة تاریخ طبری چنین بود که اعراب اول هر سال که زمان گرفت مالیات بود به خانه های ایرانیان هجوم میبردند و کسانی که دختر باکره داشتند را بزور از جلوی دیدگان اعضای خانواده ، پدر ، مادر و خواهر و برادر از آنها می گرفتند که به یک مشت اعراب حرامی کام دهند. چه ناله ها که از آنها بلند نمی شد و چه التماسهائی و ضجه ها و زاری هائی که هیچ کدام قلب عرب سنگ دل و وحشی را به رحم نمی آورد. خوب چه کسی وجود دارد که بتواند زیر اینهمه فشار کمر راست کند و دوام بیاورد؟ ایرانیان که این وضع را مشاهده کردند ترجیح دادند که بگویند مسلمان شدیم و آداب مسلمانی را رعایت کنند بلکه از این وضع خارج شوند اما این اعلام مسلمانی آنها چقدر دوام آورد ؟ ... به گفته تاریخ ایرانیان زمانی در برابر ظلم و ستم و فشارهای اعراب مصلحت بر آن دیدند که برای کاهش ظلم و ستم اعراب خود را مسلمان بنامند هر لحظه که فرصتی بدست می آوردند بر ضد اعراب شورش می کردند و اعلام ردت و برگشت از اسلام می کردند بطوریکه به گفته تاریخ طبری در استان خراسان مردم آنچه بیش از چهار بار از اسلام برگشتند و کافر شدند و باز سپاهیان عرب به آنجه حمله کرده و اوضاع را به حال اول بر می گردانند. در استانهای فارس و سیستان و خوزستان و قم به همین روال بود. یکی از شهرهائی که مقاومت بسیار در برابر اعراب نشان دادند و هیچگاه اسلام را نپذیرفتند شهر ری بود که در زمان حضرت علی ابوموسی به شهر ری حمله کرد و کشتار وحشتناکی راه انداخت و اوضاع را به حال اول بر گرداند. مسلمانان آن زمان ری را نفرین شده می نامیدند زیرا از پذیرش حق که اسلام بود سرباز زدند و آنجا را بلاد کفر می خواندند. از این نمونه شورشها بسیار زیاد بودند که به علت زیادی موارد از ذکر آن خودداری می کنم. ایرانیان بعد از هر بار شورشی که می کردند حاکم عرب را می کشتند و سربازان عربی که در آن شهر بودند یا می کشتند و یا از شهر بیرون می کردند و بگفته ی فارسنامه ابن بلخی بعد از هر بار شورش مساجدی که اعراب می ساختند خراب می کردند و باز به آتشکده ها می رفتند و مراسم دینی خود را بجا می آوردند و به نقل از همان منبع در بعضی از شهرها علارقم این که ایرانیان دین اسلام را قبول کردند (البته به ظاهر) هیچگاه مراسم و آداب مسلمانی (نماز ، روزه و...) را بجا نمی آوردند بلکه به همان مراسم دینی خود عمل می کردند. اعراب که دیدند ایرانیان آنها را فریب داده اند آن شهر را به جنگ می بستند وکشتار می کردند و از آنها جزیه می گرفتند. اگر ایرانیان اول اسلام را نپذیرفتند به خاطر این بود که آورندگان آن به ایران به جای این که مروج دین باشند و حقانیت اسلام را اثبات کنند غرق در اندیشه های مادی همه رفتار آنان بر ضد اسلام بود و قطعا ایرانیان که هیچ آشنائی قبلی با اسلام نداشتند و با تعالیم این دین آگاه نبودند طبعا آن را نپذیرفتند و با آن مخالفت کردند . آنها به پیامبر اسلام هم مانند سایر پیامبران چه الهی و چه پیامبران دروغی یک دید داشتند چرا که الهی بودن پیامبر اسلام برایشان ثابت نشده بود. ایرانیان نه پیامبر اسلام را از نزدیک دیده بودند و نه با شیوه زندگی ، نه با تعالیم او هیچ آشنائی نداشتند و هیچ معجزه ای از او ندیده بودند و بزرگترین معجزه پیامبر اسلام قرآن بود که ایرانیان زبان آن را نمی فهمیدند و با خواندن قرآن هیچ چیزی برای آنها ثابت نمی شد و دیگر اینکه سرزمین عربستان در آن زمان بین ایرانیان به سرزمین رسالت معروف بود چرا که پیامبران بسیاری از آن سرزمین ادعای پیامبری می کردند. در نظر ایرانیان پیامبر اسلام هم در ردیف همین پیامبران بود. و اینکه اعراب حمله کنند و بگوید حامل دین جدید هستیم چیز تازه ای نبود بلکه در زمان شاپور ساسانی و پدرش ، اعراب حمله کرده بودند ولی در ابتدائی ترین مرحله ایرانیان آنها را تار و مار کرده بودند. مطلب حائز اهمیت این که هیچ مذهبی چه توحیدی و چه غیر توحیدی در طول تاریخ برای گسترش خود دست به شمشیر نشده بود و اقدام به حمله نظامی نکرده بود چه برسد به دین اسلام. و آن زمان تجربه تاریخی چنین حکم می کرد پیامبرانی که برای گسترش مذهب خود دست به حمله نظامی می زدند در واقع پیامبران دروغی بودند که فقط برای بدست آوردن قدرت و هدفهای مادی خود را فرستاده خدا معرفی کردند. عمل نادرست اعراب یعنی حمله به ایران یک همچین تصوری را در اذهان ایرانیان بوجود آورد بطوری که خیلی از ایرانیان آن زمان از اسلام نفرت پیدا کرده بودند و این یکی از خسارات بسیار بزرگ اعراب به دین اسلام و ایرانیان بود که هنوز هم آثارش در بین ایرانیان وجود دارد که از همان عمل نادرست اعراب سرچشمه می گیرد |+| نوشته شده توسط ایلیا در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386 ساعت 15:10
|
