|
بـــــه نام اهــــوراي جــان آفريــن خداونــــد كيــهان و چرخ و زميـــن ستایم ويـــرا بــه گفتـــار نيــك به انديشـــه نيـــك و كــردار نيــــك هر آنكس كه از دل ستايش كند زروی درستـــــي نيــــايش کنـــد خدا آگـــه از راز پنـــهان اوســـت بههر رنج و سختي نگهبان اوست درود هــــمه بر چـــنين مــردمـان چـهمرد و چه زن در سراسر جهان
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
آبان 1388
تیر 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 مرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 آرشیو موضوعی
سخنی نیست
پیامبر ایرانیان زایش زرتشت زرتشتیگری نامه عمر به يزد گزد دین زرتشت کاوه آهنگر اسلام پذيري ايرانيان نماد فروهر کوروش کبیر حافظ سهراب سپهری دین چیست آرش کمانگیر بابک خرم دین قصه را که ميداني؟ آریو برزن سورنا صحبت با خدا جشن تیرگان قصه ی شهر سنگستان جشن مهرگان اشو زرتشت سالروز اشو کوروش پرنده مردنیست شب یلدا تاریکی و ظلمت دریای کاسپین جشن سده گفتار اشو زرتشت اوستا در تاریخ زرتشت را ببین جشن نوروز 87 ابا تیمار از خدا صدا نمیرسد اشپیگل و استاد رجبی مهرگان سالنامه 1388 فرهنگ ایرانی لذت زندگی تبریک نوروز زادروز اشو گوش كن دریا جستجو
پیوندها
اگه حرف بزنی اقا گرگه میخورتت
عکسهای ایلیا بزرگان ایران تاريخ ايرانزمين رضا مرادی غیاث آبادی نامهای ایرانی آوای آزاد روزنامک کلمه سبز قلم نیوز یتااهو :: قالب ساز :: پیوندهای روزانه
ویولت
شعرهای هژار ایرانفرا هانی سروش و سینا دیرینه خود را باور کن ماریونت و ماریونت گردان درست زندگی کردن یک هنر است این من نیستم تمام پیوندها آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
ایلیا - آرتیمان
بهترین سخنان را بشنوید و با اندیشه روشن بنگرید . سپس هر کدام از شما برای خود بهترین راه را برگزینید فرهنگ ایرانی
از ویژگیهای فرهنگ ایرانی آن بود که هیچ انسانی دارای تقدس شمرده نمیشد، بلکه تقدس خاص خدا و ایَزدان و فضایل ملکوتیِ هفتگانه بود . به همین سبب بوده که در تمام دوران هخامنشی و پارتی و ساسانی هیچ زیارتگاهی برای هیچ انسانی، نه برای مغان و نه آتَروَنان و نه هیربدان، ساخته نشد. و از همینرو است که واژههائی معادل «عصمت» و همچنین «زیارت» به مفهوم مذهبیش (زیارت بهمفهومی که ما پس از مسلمانیمان شناختهایم) در زبان ایرانی ساخته نشده است. و از آنجائی که در فرهنگ ایرانی هیچ انسانی در هر مقامی که باشد دارای تقدس و عصمت نیست، عقیده به اینکه انسان بتواند واسطه و شفیع میان انسان و خدا شود نیز در فرهنگ ایرانی وجود نداشت. زرتشت نیز واسطۀ میان انسانها و خدا شمرده نمیشد بلکه آموزگاری بود که نیکبودن و نیکزیستن را به انسانها آموخته بود. انبیای قوم سامی هم در حیاتشان و هم پس از مرگشان واسطههای میان خدا و مریدان خویش شمرده میشدند، و مریدانشان بهاندازۀ فرمانهائی که برای انبیاء و جانشینانِ انبیاء میبردند و بهاندازهئی که به معبد خدمت میکردند و ثمرۀ تلاش و کارشان را به عنوان زکات و صدقات به متولیان معبد میدادند انتظار داشتند که انبیاء و رهبران دینشان در زندگیشان و حتی پس از مرگشان برایشان نزد خدایشان وساطت کنند (شفیع بشوند) تا خدا از خطاهایشان درگذرد؛ یعنی مردگان نیز واسطه میان انسان و خدا بودند. اما در دین ایرانی هیچگاه چنین باوری دربارۀ انسانهای زنده و مرده شکل نگرفت. از دیگر ویژگی فرهنگ ایرانی آن بود که هیچکدام از عیدهای ایرانی با برگزاری مراسم برای هیچ انسانی در ارتباط نبود بلکه هرکدام از عیدها (نوروزِ کوچک که اکنون نوروز گوئیم، نوروز بزرگ که اکنون سیزده بهدر گوئیم، مهرگان، سده، و جشنی که اکنون چارشنبه سوران گوئیم) مراسمی بود که برای پیوند با طبیعت برگزار میشد و مستقیماً با تحولات طبیعی در ارتباط بود. دین ایرانی به شادزیستی بهای بسیار داده بود، و از اینرو عید ایرانی نه مراسم عبادی بلکه سور و سرود و رقص دستهجمعی بود و جشنهایش مراسم شادی و سور و ستایش زیباییها بود. در فرهنگ ایرانی نه برای بزرگداشت انسانها حتی زرتشت مراسم دینی برگزار میشد و نه برای هیچکدام از شخصیتهای دیگر. این از آنرو بود که ایرانی برای هیچ انسانی تقدس و عصمت قائل نبود تا بهخاطرش مراسم دینی برپا کند. ایرانی برای طبیعت جشن برپا میکرد و همراه با طبیعت ابراز شادی و سرور مینمود. نماز نیز در دین ایرانی نه همچون نمازِ ادیان سامی ستایش پیامبر شاه و انسانهای مدعیِ نمایندگیِ خدا و ستایش اعضای خانوادۀ پیامبر شاه، و نه دعا و تضرع و ابراز خواری و ذلت در حضور خدا بهخاطر جلب ترحم خدای جبّار، بلکه ستایش ارزشها و پدیدههای سومند بود که جلوههای عینیِ رحمت آفریدگار شمرده میشدند. بهعبارتِ دیگر، نماز در دین ایرانی مجموعهئی از سرودهای ستایشِ ارزشها و پدیدههائی بود که در خدمت سعادت بشر بودند؛ و در میان اینها سپنتَەمَنیو و وهومنَە و اَرتَە از مقام والائی برخوردار بودند و در نمازها بیشتر از همه مورد ستایش قرار میگرفتند، بهعلاوه مهر و ناهید و باران و آبِ جاری و کشتزار و زمینِ بارور و ستورانِ سودمند و مادران و زنان ستایش میشدند؛ و ایندر گفتار زرتشت دیده میشود. بهعبارت دیگر، آنچه نماز در دین ایرانی را تشکیل میداد سرود تلقین بهخود برای همسان شدن با همۀ آفریدگان سودمند و خدمترسان به بشریت بود. این نیایشها بهانسان میآموزد که هر فردی چنانچه از این فضایل پیروی کند و اینها را در درون خویشتن بپرورد و خو یشتن را با آنها همسان سازد خواهد توانست بهبلندترین مرحله از تکامل انسانی رسیده خداگونه شود، و در اینباره هیچ تفاوتی میان انسانها وجود ندارد. با تشکر از استاد امیر حسین خنجی در پناه اهورا زلال و پاک زیوید |+| نوشته شده توسط ایلیا در شنبه دوم آذر 1387 ساعت 20:14
|
