تبليغاتX
ایلیا - آرتیمان
ایلیا - آرتیمان
بهترین سخنان را بشنوید و با اندیشه روشن بنگرید . سپس هر کدام از شما برای خود بهترین راه را برگزینید
سالروز اشو کوروش
                                            بنام هستی بخش بزرگ دانا

 

استوانه کوروش

 

 بهاران بود و دل درحال پرواز
 سفر کردم به خاک پاک شیراز
بزیر خیمه ی زرین خورشید
شدم مهمان کاخ تخت جمشید
ستون ها سنگی و دیوار سنگی
 بر آنها نقشی از مردان جنگی
هنرمندان عهد باستانی
زده بر سنگ نقش داستانی
به سنگی صورت زرین کمر ها
نشان نیزه ها نقش سپرها
به دیگر سنگ طرح پادشاهان
همه فرماندهان صاحب کلاهان
کمانداران ستاده نیزه در دست
 کنار تخت شاهان از ظفر مست
بناهایی که پیش چشم من بود
نموداری از ایران کهن بود
ستون قصر کورش سرشکسته
به دیوارش عقابی پر شکسته
 شگفتی آمد و از تاب رفتم
در آن حیرتسرا در خواب رفتم
به رویا دیدم ایران کهن را
کی و گودرز و گیو و تهمتن را
 بنا گه اردشیر از گور برخاست
 که ما شاهنشهیم و عالم از ماست
بر آمد از میان ابر جمشید
یکی گوهر به تاجش می درخشید
در آن هنگامه دستی بر کمر زد
 به سربازان درگه بانگ بر زد
که من پیروزمند روزگارم
ابر جنگاور گردون سوارم
در آن رویا بسی هنگامه دیدم
 ز هر سو نعره ی گردان شنیدم
همه بازو ستبران نیزه داران
خروش اسب ها بانگ سواران
 دری زرین ز هر سو باز می شد
شهنشاهی سخن پرداز می شد

مهدی سهیلی                    

 

|+| نوشته شده توسط ایلیا در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 22:33 |

Free website counter
امرداد، نخستین تارنمای پارسیان و زرتشتیان در ایران