تبليغاتX
ایلیا - آرتیمان
ایلیا - آرتیمان
بهترین سخنان را بشنوید و با اندیشه روشن بنگرید . سپس هر کدام از شما برای خود بهترین راه را برگزینید
دریا
 

  بنام هستی بخش بزرگ دانا

 

 

یک سینه بود و اینهمه فریاد
 می برد بانگ خود را تا برج آسمان
 می کوفت مشت خود را بر چهره زمان
زنجیر می گسست
 دیوار می شکست
 انگار حق خود را می خواست
می زد به قلب توفان
می افتاد
می رفت و خشمگینتر
 برمی گشت
می ماند و سهمگین تر برمی خاست
یک سینه بود و این همه فریاد
 تنها
 اما شکوهمند توانا 
  دریا

 استاد : فریدون مشیری 

در پناه اهورا زلال و پاک زیوید

|+| نوشته شده توسط ایلیا در جمعه بیست و ششم تیر 1388 ساعت 9:8 |

گوش كن

بنام هستی بخش بزرگ دانا

گوش كن

 

گوش كن
بر خواب رفته اي انگار
ناله كورش به گوش آمد
در سكوت دهر ناگاهان
بنگر اكنون
خاك پايت هم به هوش آمد
اين چه رسمي است؟
خواب بيداران
گويي اكنون خون ايران هم به جوش آمد
بس كه سست است
بند آزادان
من به خود گويم شما را نيز
- در غبار يأس آگاهان-
سوته دل!
بربند دل ز دلالان

در پناه اهورا زلال و پاک زیوید

|+| نوشته شده توسط ایلیا در چهارشنبه سوم تیر 1388 ساعت 20:42 |

Free website counter
امرداد، نخستین تارنمای پارسیان و زرتشتیان در ایران