تبليغاتX
ایلیا - آرتیمان
ایلیا - آرتیمان
بهترین سخنان را بشنوید و با اندیشه روشن بنگرید . سپس هر کدام از شما برای خود بهترین راه را برگزینید
بزرگ دریای کاسپین را خزر نخوانیم
                                               بنام هستی بخش بزرگ دانا

با سلام خدمت همه دوستان عزیزم امید که در پناه اهورا همیشه زلال و پاک باشید . نمیدونم تا حالا روی اسامی که در ایران روی آدمها و یا مکانها میگذارند تاحالا توجه کردید یا نه اسامی که بیشترشون عربی هستن و مکانها هم به نوع خود و حالا بریم سراغ اسمی که در ایران غیر ایرانی نامیده میشود و   در سطح جهان ایرانی و جالب اینکه این نام غیر ایرانی را مثل خیلی از نامها بدون توجه به پیشینه و معنی آن را روی فرزندان خودشان میگذارند.

                               دریاچه کاسپین

 بله دریای کاسپین یا خزر را میگم این در حالی است که خزر نام قومی بربر ستیزه جو و انیرانی است  که در بین شمال باختری دریای کاسپین و دریای سیاه سکونت داشتند . این قوم که در طول تاریخ  به قوم وحشی مشهورند در حدود سده ۶ میلادی حکومت مستقلی بوجود آوردند و کشور خود را خاقانات خزر نامیدند. پس از تشکیل فرمانروایی مستقل یورش به اقوام همسایه را که بیشتر مردمان اسلاو بودند آغاز کردند و هر از گاهی نیز زیانهایی به بخشهای شمالی امپراتوری ساسانی میرساندند تا اینکه برای جلوگیری از یورشهای این قوم نیمه وحشی به دستور کیخسرو انوشیروان دیواری بزرگ در شهر دربند ساخته شد که سنگ نبشته ی این دستور همچنان پا بر جاست . تا اینکه در سده ۹و۱۰ میلادی با یورش اقوام روس  خزرها سرزمینهایشان را از دست دادند و به سوی اروپای خاوری گریختند.

اما کاسپین که در بسیاری از زبانهای جهان برای اشاره به این دریاچه بکار میرود از نام قوم ایرانی و سفید پوست کاسپی گرفته شده است که ابتدا در کرانه های باختری تا جنوب باختری دریاچه ساکن بودند و کم کم تا کرانه های جنوبی آمدند از دیدگاه قوم شناسی نیز بر پایه پژوهش جدیدی که درباره ژنتیک مردمان جنوبی این دریا شده چنین گواهی شده که مردمان گیلک زبان(شامل تبریها و دیلمیها)همگی از نوادگان مردمی هستند که از باختر دریا آمده اند.و بودن شهری بنام دروازه کاسپین(در بند) در ورودی سرزمین باستانی تبرستان(که ا کنون در استان تهران هست)گواهی دیگر بر این ادعا است .کاسپین ها بر پایه نوشته هردوت در دوران هخامنشی جزو استان یازدهم به شمار می رفتند و 200 تالان مالیات می پرداختند (جغرافیای تاریخی ایران باستان ص 158). 

 دانستن همین تاریخچه کوتاه هر ایرانی وطن دوست را بر این میدارد که دیگر کاسپین را خزر نخواند   پس دوستان خوبم بزرگترین دریاچه جهان که در شمال خاک باستانی ایران عزیزمان قرار دارد را کاسپین بنامیم .

در پناه اهورا زلال و پاک باشید

|+| نوشته شده توسط ایلیا در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 ساعت 19:4 |

اوستا در تاریخ
                                           بنام هستی بخش بزرگ دانا

                           اشو زرتشت

اوستا در زمان اسکندر گجستک 

 پس از حمله اسکندر و از میان رفتن اوستا و آشوب و نابسامانی  اوستا دستخوش دگرگونیهای فراوانی شد . اخبار و روایات مستندی در دست است که نسخه کامل اوستا در زمان شاهنشاهی هخامنشیان موجود بوده و از دیدگاه کمیت و کیفیت شهرتی فراوان داشته است . در کتاب دینکرد آمده است که اوستا در بیست و یک نسک فراهم بوده است که آن بوسیله گشتاسب شاه تهیه و تدوین گردیده و آنرا در دو مکان مقدس مختلف یکی در " گنج شیبکان " و دیگری در " دژ نپشتک" نگهداری مینموده است  هنگامی که اسکندر ملعون به ایران دست یافت "دژ نپشتک" را سوزاند و به همین جهت با کتابهای دیگر اوستا نیز بسوخت . این دژ به معنی خانه کتاب و به صورت عامیانه کتابخانه نام داشت . این دژ جزوی از کاخهای سلطنتی پرسپولیس بوده است و به سال 331 پیش از میلاد توسط اسکندر به آتش کشیده شد و نابود گردید . اما نسخه دوم به دستور اسکندر که به اهمیت آن پی برده بود به یونانی ترجمه شد و اصلش را معدوم ساخت تا با ترجمه یونانی مهر فرهنگ و تمدن یونانی بر آن بزنند و جزئی از میراث علمی - ادبی و فلسفی یونان شناخته شود. در نامه تنسر آمده است که کتاب دینی ایران در روی دوازده هزار پوست گاو پیراسته نوشته شده بود که بر اثر هجوم اسکندر سوخته شد . مورخ یونانی به نام "پلی نیوس" که در سده یکم میلادی میزیسته و کتابهایی درباره زرتشت و آیین آن نوشته بوده نقل کرده است که کتاب دینی ایرانیان را زرتشت در دو میلیون شعر سروده بوده است .

در زمان شاهنشاهی اشکانیان

پس از اینکه دودمان و سلطنت بیگانگان ( سلوکیان یونانی ) پس از حدود یک قرن توسط پارتیان یا شاهنشاهی اشکانیان درهم کوبیده شد و دوباره فرهنگ ایرانی حکمران سرزمینهای ایران گشت یکی از شاهان دیندار و پیرو آیین زرتشت آن سلسله به نام ولخش دستور داد تا به هر نحوی که شده قطعات پراکنده اوستا جمع آوری گردد . عده ای از روحانیون زرتشتی که مقادیر قابل توجهی از کتاب را از بر داشتند آنها را مکتوب کردند و هیاتی کارشناس مامور جمع آوری این کتاب مقدس نمودند .

در زمان شاهنشاهی ساسانیان

پس از اشکانیان ساسانیان راه آنان را ادامه دادند و اردشیر بابکان که در سالهای 224 میلادی شهریاری می نموده است دستور گردآوری کامل اوستا را صادر نمود . بعد از او پسرش اردشیر که در سالهای 242 تا 272 میلادی شهریاری می نموده است دانشمندان و روحانیون را عازم هند و یونان نمود تا آنچه که توسط اوستا به کشورهای دیگر صادر شده بود و جزئی از فرهنگ آنان شده بود را گرد آوری کنند و به سرزمین مادری اش بازگرداند . اوستای ساسانی در واقع حکم دائره المعارف بزرگی داشته است که شامل اساطیر - تاریخ - شعر - داستانها و مثلها - مباحثی پیرامون ستاره شناسی - پزشکی - علوم طبیعی - فقه - فلسفه و مسائل دیگر بوده است که بعد از گذشت سالیان دراز از حاصل دسترنج و تجربه  شاهان و مردان بزرگ تاریخ و همچنین تعالیم اشو زرتشت بدست آمده بود .

در زمان تازیان

بعد از گذشت ناملایمات تاریخی ایران و جبران نمودن و جمع اوری اوستا بار دیگر حادثه تلخ دیگری بر ایران وارد شد . هنوز ضایعات وحشی گری های اسکندر ملعون کاملا از میان نرفته بود که قومی وحشی تر از مقدونیان و مغولان به ایران حمله کردند و اینان تازیان بیابانگرد و شتر سوار عرب بودند که با تمدن و فرهنگ خویی نداشتند . تعصب دینی آنان بر آن ایده استوار شده بود که جز قرآن و سنت همه علوم و معارف و ادبیات دیگر بیهوده است . به همین مناسبت بعد از یورش وحشیانه شان کتابخانه های ایران منجمله کتابخانه بزرگ کسری سوخته شد و نسخه های منحصر به فرد کتب فراوانی که حاصل قرنها مطالعه و تجربه بود همراه با آثار و بناهای تاریخی ایران منهدم گشت . بویژه هرگاه نام و نشانی از کتب اوستایی می یافتند آنجا را به آتش میکشیدند و با خاک یکسان مینمودند . سرگذشت اوستا بعد از این بسیار تاریک است . در آن دوران سیه جهل و نادانی و توحش اعراب روحانیون ایرانی برای حفظ اوستا آنرا میان خود تقسیم نمودند تا هر کدام قسمتی از آن را از بر داشته باشند و نسل اندر نسل آنرا به بازماندگان بیاموزانند . پس از قرن اول که ایران زمین مسکن اهریمنان تازی گشت عده ای از ایرانیان ترک وطن نمودند و به سوی هند رهسپار گشتند .

در زمان خلیفه های اسلامی

اما در روزگار عباسیان نهضت بسیار شگفتی در رستاخیز آیین زرتشتی بر پا گشت . در این رستاخیز عظیم مردی بلند همت و دانشمندی زرتشتی به نام " آذرفرنبغ " که در روزگار مامون و در سالهای 218 تا 198 زندگی میکرده به گرد آوری و تهیه و تدوین دینکرد پرداخت و تمدن ایرانی را دوباره زنده کرد . او در بغداد زندگی میکرد و از دانشمندان به نام زمان خود بود . در کتاب سوم دینکرد فصل 420 بند چهارم آمده است آذر فرنبغ نخستین کسی است که به گردآوری و تدوین و تالیف مجلدات دینکرد پرداخت . وی تبارش به آذرپاد - پسر مهراسپند میرسیده است . ولی روزگار بار دگر تغییر میکند و زرتشتیان مورد آزار و اذیت قرار میگیرند و متعصبان عرب علاوه بر تعرضاتی که به جان و مال آنان میکنند بار دیگرکتابهای دینی ایرانیان را از بین بردند . که این موارد در بخشهای واپسین کتاب سوم دینکرد به روشنی آمده است . در همان سالها نهضت جاودانه خرمدینان ( بابک ) جان گرفت و 22 سال دست اهریمنان تازی را از ایران کوتاه کردند و در نهایت تمام سرداران و زن و فرزندش کشته شدند و خودش به دست ضحاکان تازی تکه تکه شد . در همان زمان مازیار شاهزاده ساسانی که دودمان و تاریخ کشورش توسط اعراب نابود شده بود دست به قیامی برای نابودی فرهنگ عرب از ایران زد و حکوتی را برای خود در شمال ایران تشکیل داد ولی در نهایت به دست تازیان کشته شد . نهضتهای دیگری مانند ابومسلم که هشت سال به طول انجامید و یا مبارزات سنباد که هفتاد روز بود و یا قیام استادسیس که یکسال به طول انجامید یا مبارزات هاشم پسر حکیم ( مقنع ) که چهارده سال مبارزه کردند میتوان نام برد . پس از اعمال هارون الرشید نسبت به ایرانیان و قتل عام آنان بار دگر زرتشتیان و ایرانیان اصیل در زمان مامون فرهنگ و کلام زرتشتی در میان توده مردم شکوفا گشت و مامون زیاد با آن مخافت نکرد ولی پس از مامون کم کم مسلمانان و دستگاه خلافت متوجه عمق این جنبش شدند و مشاهده کردند که در مدت کوتاهی کتابهای زیادی از دین بهی و تاریخ ایران تهیه گردیده است و چون منطقی با آن نمی توانستند مبارزه کنند با کشتار و قهر مبازره را آغاز کردند . بهدینان ایرانی را تعقیب کردند و به قتل رساندند و آثار آنان را منهدم گرداندند . که نمونه ای کوچک آن قتل عام زنان و کودکان کازرون و شیراز در سده پنجم هجری در زمان شیخ ابواسحاق کازرونی میتوان نام برد که یکی از کشتارهای فجیح زمان نام گرفت .

در کل اوستایی موجود بخش بسیار کمی از کتاب اصلی زرتشتیان می باشد و در تجاوزهای متعدد کشورهای منطقه به ایران صدمات بسیاری دیده است و بخش عظیم آن از بین رفته است ولی با این حال پنج بخش

یسنا : دارای 72 فصل که به زبان اوستایی نوشته شده است و شامل سخنان خود زرتشت می باشد که گاتها نام دارد .

ویسپرد : که در ستایش بهترین نوع مخلوقات و ایزدان گفته شده است .

یشتها : دارای بیست و یک قسمت است و مطالب دینی را آورده است .

خرده اوستا : شامل نمازها و نیایش ها است که در زمان شاپور دوم نوشته شده است .

وندیداد : دارای 22 فصل است که برای دوری جستن از افراد اهریمن صفت نوشته شده است 

 هنوز باقی است و مورد استفاده می باشد . تاریخ اوستا بر هیچ کس مشخص نیست ولی بیش از 3000 سال می باشد . (پژوهش و گردآوری : ارشام پارسی )

در پناه اهورا زلال و پاک باشید

|+| نوشته شده توسط ایلیا در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 ساعت 21:20 |

Free website counter
امرداد، نخستین تارنمای پارسیان و زرتشتیان در ایران