|
بـــــه نام اهــــوراي جــان آفريــن خداونــــد كيــهان و چرخ و زميـــن ستایم ويـــرا بــه گفتـــار نيــك به انديشـــه نيـــك و كــردار نيــــك هر آنكس كه از دل ستايش كند زروی درستـــــي نيــــايش کنـــد خدا آگـــه از راز پنـــهان اوســـت بههر رنج و سختي نگهبان اوست درود هــــمه بر چـــنين مــردمـان چـهمرد و چه زن در سراسر جهان
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
آبان 1388
مهر 1388 تیر 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 مرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 آرشیو موضوعی
سخنی نیست
ارتش کمبوجیه پیامبر ایرانیان زایش زرتشت زرتشتیگری نامه عمر به يزد گزد دین زرتشت کاوه آهنگر اسلام پذيري ايرانيان نماد فروهر کوروش کبیر حافظ سهراب سپهری دین چیست آرش کمانگیر بابک خرم دین قصه را که ميداني؟ آریو برزن سورنا صحبت با خدا جشن تیرگان قصه ی شهر سنگستان جشن مهرگان اشو زرتشت سالروز اشو کوروش پرنده مردنیست شب یلدا تاریکی و ظلمت دریای کاسپین جشن سده گفتار اشو زرتشت اوستا در تاریخ زرتشت را ببین جشن نوروز 87 ابا تیمار از خدا صدا نمیرسد اشپیگل و استاد رجبی مهرگان سالنامه 1388 فرهنگ ایرانی لذت زندگی تبریک نوروز زادروز اشو گوش كن دریا جستجو
پیوندها
اگه حرف بزنی اقا گرگه میخورتت
عکسهای ایلیا بزرگان ایران تاريخ ايرانزمين رضا مرادی غیاث آبادی نامهای ایرانی آوای آزاد روزنامک کلمه سبز قلم نیوز یتااهو :: قالب ساز :: پیوندهای روزانه
ویولت
شعرهای هژار ایرانفرا هانی سروش و سینا دیرینه خود را باور کن ماریونت و ماریونت گردان درست زندگی کردن یک هنر است این من نیستم تمام پیوندها آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
ایلیا - آرتیمان
بهترین سخنان را بشنوید و با اندیشه روشن بنگرید . سپس هر کدام از شما برای خود بهترین راه را برگزینید جشن فرخنده تيرگان
|+| نوشته شده توسط ایلیا در شنبه سیزدهم مرداد 1386 ساعت 19:5
صحبت با خدا
با سلام و درود به همه دوستان عزیزم چند سال پیش بود که این مطلب را خواندم و برام خیلی جالب و شیرین بود یکسری از مطالب به آدمی انرژی مثبت میدن این مطلب هم برای من از همون نوع هست امید دارم که شما هم این انرژی مثبت را جذب کنید . پسرک نجوا کنان گفت : ای خداوند و ای روح بزرگ! با من حرف بزن ! و چکاوکی با صدای قشنگی خواند . سپس پسرک دوباره فریاد زد : با من حرف بزن ! و برقی از آسمان جهید و صدای رعد در آسمان طنین افکن شد . پسرک نگاهی به اطراف انداخت و گفت : ای خالق توانا پس حداقل بگذار تا ترا ببینم ! و ستاره ای به روشنی درخشید . اما پسرک فقط رو به آسمان فریاد زد : پروردگارا ! به من معجزه ای نشان بده ! و کودکی متولد شد و زندگی تازه ای آغاز شد . اما پسرک متوجه نشد و با نا امیدی ناله کرد : خدایا مرا به شکلی لمس کن و بگذار تا بدانم اینجا حضور داری ! و آنگاه خداوند بلند مرتبه دست خود را از آسمان بر روی زمین دراز کرد و پسرک را لمس کرد اما پسرک با حرکت دست پروانه را دور کرد و قدم زنان دور شد ( اثر : کوانا سایوکس ) و یک سئوال ما تا حالا چند تا پروانه را از خودمون دور کردیم |+| نوشته شده توسط ایلیا در یکشنبه هفتم مرداد 1386 ساعت 20:26
سورنا سردار بزرگ ایرانی
سورنا
تا پیش از آمدن اسلام ، دو كشور ایران و روم همسایه بودند. وسعت خاك ایران در زمان پادشاهان اشكانی و ساسانی بسیار زیاد بود و در مغرب به حدود شام ( سوریه امروزی ) و آسیای کوچک ( صغیر ) میرسید. افسران رومي درباره شكستشان از ايران به سناي روم چنین گزارش دادند: |+| نوشته شده توسط ایلیا در پنجشنبه چهارم مرداد 1386 ساعت 20:14
|
||
