تبليغاتX
ایلیا - آرتیمان
ایلیا - آرتیمان
بهترین سخنان را بشنوید و با اندیشه روشن بنگرید . سپس هر کدام از شما برای خود بهترین راه را برگزینید
زرتشتی‌گری

 

زرتشتی‌گری (مزداپرستی یا مَزدَیَسنی) یکی از دین‌های ایرانی است که پیرامون 1400-1200 پیش از میلاد  از سوی پیامبر ایرانی، زرتشت اسپنتمان ، پایه‌گذاری شد. زرتشت به ویرایش و بازبینی کیش چند خدا باور آریائیان پرداخت. زرتشتی‌گری عناصری از یکتا پرستی و دوگانه پرستی را در خود دارد. بیشتر پژوهندگان بر این باورند که دین زرتشت تأثیر بسیار بزرگی بریهودیت  و مانی گرائی و بطور غیرمستقیم بر مسیحیت و اسلام داشته است] کتاب مقدس زرتشتیان اوستا است. از بخش‌های گوناگون این کتاب بخشی به نام گاهان (سرودها) سخنان خود شخص زرتشت بوده است.خدای نیک‌سرشت در دین زرتشت، اهورامزدا  (سرور دانا) نام دارد و پرستیده می‌شود. نیروی مخالف اهورامزدا و قطب بدی‌ها اهریمن نام دارد. زرتشتیان امروزی خود را یکتاپرست می‌دانند و اهریمن را تنها نمادی تمثیلی از بدیها می‌نامند نه یک خدا.اهورامزدا خدای خوبیها و برادر دوقلوی اهریمن -خدای بدیها- است. زردتشتی‌ها اهورا مزدا را می‌‌پرستند و معتقدند که او زمین را به عنوان میدان مبارزه اش با اهریمن ساخته است. اهورامزدا هم چنین پسری به نام اتر دارد که با هیولای آسمان که اژدها (ریشهٔ لغت اژدها که اکنون به معنی هیولا به کار می‌رود همین اژدهاست) نام دارد می‌‌جنگد و او را در کوهی بلندی زندانی می‌کند. گرچه که سرنوشت اینگونه است که او روزی فرار می‌کند و در صدد نابود کردن نسل بشر بر می‌آید. اهورا مزدا معنای مولا(اهورا) و سرور دانا(مزدا) را می‌‌رساند.روی هم اهورا مزدا خدای یکتا و سرور ایزدان دیگر است.اهورامزدا خدای ویژه آیینهای ایرانی است که از همه آنها نام آشناتر برای مردم دین زرتشت است. بر پایه باورهای کهن زروانی و دیگر دینهای پس از آن چون مانوی گری اهورامزدا و اهریمن هردو زاده زروان خدای زمان بودند.جهان عرصه جنگ این دو برادر است ولی سرانجام چیرگی با اهورا مزداست.نام اهورامزدا به گونه‌های اهوره مزدا؛اورمزد و هرمز نیز نوشته و گفته شده استاَوِسْتا، نام کلی مجموعهٔ کهن‌ترین نوشتار ایرانیان و قدیمی‌ترین نامهٔ دینی مزداپرستان است، که در روزگار باستان بیست و یک نسک(کتاب) داشته و در شکل کنونی خود شامل شش بخش گاهان، سنه یا یسنا (شامل گاتها و غیر آن)، شتها‌. وندیداد، وسپرد وخرده اوستااست.بخش‌های اوستا در دوران‌های مختلف توسط اشخاص متعدد تالیف شده است و از آن میان فقط بخشی از سرودهای گاتها از خود زرتشت است. اوستا کتاب مقدس زرتشتیان است.مندرجات اوستا عبارتست از نیایش اهورامزدا و امشاسپدان و ایزدان تکالیف انسان در جهان بهشت و دوزخ و داستان‌های ملی.گویند پس از آنکه اسکندر مقدونی قصر سلطنتی ایران را آتش زد اوستا را نیز بسوخت. بلاش اشکانی فرمان داد تا اوستای پراکنده را از شهرهای ایران جمع کنند. اردشیر بابکان تنسر را مامور مرتب ساختن آن کرد و پسرش شاپور اول کار پدر را تعقیب نمود ولی بعض محققان درین روایات شک کرده اند.اوستا به دو گویش نوشته شده‌است.گویشی که گاهان یعنی سخنان خود زرتشت بدان نوشته‌شده و گویشی که بخش‌های دیگر اوستا را بدان نوشته‌اند.گویش نخست را گویش گاهانی و گویش دوم را گویش جدید نامیده‌اند.اوستای امروزی حدود یک سوم اوستای دورهٔ ساسانی است.اوستای دورهٔ ساسانی بیست‌ویک نسک داشته است.اوستای امروزی شامل بخش‌های :۱-یسن،گاهان بخشی از یسن است. ۲-ویسپرد ۳-وندیداد ۴-یشت ۵-خرده اوستا استواژه اَوِستا که در خود کتاب نیامده به معنی دانش و شناخت است و با واژه « ودا »، نام کهنترین کتاب دینی هندوان همریشه است. بر روی هم اوستا را می‌توان به معنی «آگاهی‌نامه» یا «دانش‌نامه» دانست.كه آن را(مرجع نامه)نيز مينامند

|+| نوشته شده توسط ایلیا در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386 ساعت 22:0 |

داستان شگفت و زیبای زایش زرتشت در باورهای ایرانیان

پیامبر ایرانیان

                                                        بنام یزدان پاک 

 

هر قوم و ملتی، جدای از روایت‌ها و منابع مستند علمی یا تاریخی، داستان‌ها و باورهایی نیز در سرگذشت زایش، زندگی و مرگ پیامبران و بزرگان خود دارد. هر چند كه چنین داستان‌هایی كمتر می‌توانند در پژوهش‌های علمی و تاریخی مفید باشند، اما اهمیت بیشتر آنها در بررسی احساسات و اندیشه‌ورزی و آرمان‌های مردمان پدید‌آورنده آن، نهفته است.

داستان زایش زرتشت (كه در برخی از متون پهلوی و تاریخ‌نامه‌های سده‌های میانه، به ششم فروردین‌ یا خرداد‌روز از فروردین‌ماهِ سده سوم پیش از اسكندر منسوب است)، سرشار از اندیشه‌های زیبا و باشكوه و آشتی‌جویانه ایرانیان است. هیچ سخن و تفسیری نمی‌تواند خواننده را بیشتر از درك و دریافت خود از این داستان شگفت و آكنده از آفرینش‌های ناب هنری، یاری رساند. این نگارنده، داستان زایش فرخنده زرتشت را از اشاره‌های پراكنده‌ای كه در متون ایرانی بدان شده است را به كوتاه‌ترین شكل ممكن در اینجا می‌آورد:

فرّه زرتشت (پرتوهای درخشان) در آغاز از آن اهورا بود. مزدای بزرگ، آن فره سپند و مینوی را به «فروغ بیكران» فرا سپرد. فروغ بیكرانه، آن فره درخشانِ مینوی را به خورشید داد و خورشید آنرا به ماهِ آسمان شب‌های ایران سپرد. ماه، آن فره را به ستارگان پرنور ارمغان كرد و ستارگان آنرا به آتشی كه در خانه «زوئیش» (مادر مادر زرتشت) می‌سوخت، فرو فرستادند. بدان هنگام كه زوئیش در حال زایمان «دوغدو» (مادر زرتشت) بود. فره زرین فرو آمده زرتشت، چنان درخشان بود كه جام آتشدان بی‌نیاز از هیزم و خوراك فرا می‌سوخت و شعله برمی‌كشید. فره زرتشت، چهره دوغدوی تازه زایش‌یافته را چنان درخشان می‌كند كه بمانند ماه بر روی زمین می‌درخشید.

از دیگر سوی، فُـروهر/ فَـروَهَـر زرتشت، در آغاز در عالم مینو بود، در سرای سپند اهورا. از آنجا بمانند فره او، به فروغ بیكران راه می‌یابد. بهمن و اردیبهشت (اندیشه نیك و بهترین راستی)، آن فروهر خجسته را از فروغ بیكران به شاخه همیشه سبز درختچه مقدس «هـوم» كه بر بلندای چكاد كوهی روییده بود، باز می‌سپارند. یك جفت پرنده آماده جفت‌گیری، آن شاخه در بردارنده فروهر زرتشت را از ستیغ كوه برمی‌چینند و به آشیان خود می‌برند، آشیانی بر بالای درختی بزرگ و كهنسال و خشكیده كه بر كرانه رود مقدس «دائیتیا» جای داشت. پیوند آن شاخه هوم سپند، درخت خشكیده را به ناگهان و به یكپارچگی سبز و زنده می‌كند و برای همیشه سرسبز می‌دارد.

آنگاه كه «پوروشسپ» (پدر زرتشت) و «دوغدو» (مادر زرتشت)، به پیمان می‌آیند؛ پوروشسپ، شاخه‌ای از آن هوم زندگی‌بخش را از فراز درخت پیر، می‌چیند و به دوغدو ارمغان می‌كند. دوغدویی كه پیش از این دربردارنده فره زرتشت بود، اكنون فروهر او را نیز در آغوش دارد.

اما گوهر تن زرتشت نیز در آغاز از آن اهورا بود. اهورا آن گوهر را به باد می‌سپارد. باد تیزرو آن گوهرِ گوهران را به آغوش ابر می‌دارد. ابر آورنده شادی و خرمی، گوهر تن زرتشت را ارمغان باران می‌كند و باران، دانه‌دانه بر زمین بهاری تازه‌شكفته‌ای فرو می‌افتد كه چراگاه گاوان پوروشسپ و دوغدو است. گوهر تن زرتشت از باران به آغوش سپندارمذ راه می‌یابد و زمین سپند، آنرا به اندام گیاه سبزی فرو می‌نهد تا از آغوشش برویند و خوراك گاوان دوغدو شوند. دو گاو سپید و زیبا و زردگوشی كه تا آن زمان نزائیده بودند.

پسانگاه، آن گوهر تن، از شاخه سبز گیاه، به شیر گاو راه می‌یابد. دوغدو، گاو را می‌د‌وشد و دارنده گوهر تن زرتشت نیز می‌شود. اكنون دوغدو، هم دارنده فره و فروهر، و هم گوهر تن زرتشت است. او هوم سبز و شیر سپید را به دستان پوروشسپ باز می‌سپارد تا آنها رابا هم بكوبد و درآمیزد. نوشیدنی «پراهوم» فراهم آمده را هر دو می‌آشامند و اكنون فره و فروهر و گوهر تن زرتشت در جان دوغدو آرام می‌گیرند.

ماه‌ها از آن فرخنده روز می‌گذرد. سه روز مانده به زایش زرتشت، پرتوهای درخشانی از رخساره دوغدو سراسر خانه آنان را فرا می‌گیرد و به هنگام زایش او، «آناهیدِ» همیشه توانا و «اَشـی» نیك، نوازشش می‌كنند و زرتشت در روی آنان و در روی پدر و مادر می‌خندد.

آنگاه اشی نیك آوازی فرا می‌شنود و می‌گوید: «كیستی ای كه سرودت به گوش من نازنین‌تر از همه سرودهاست؟» آنگاه پاسخ فرا می‌آید: «او زرتشت است! او كه هنگام زادن و بالندگی‌اش، آبها خشنود شدند، گیاهان شادمان شدند، رودها برخروشیدند و گیاهان بردمیدند. او زرتشت است.»

این است داستان شگفت و زیبای زایش زرتشت در باورهای ایرانیان. سندی ناب و بی‌همتا از احساسات پاك و دوست‌داشتنی نیاكان دور هنگام ما. سرگذشت غرورانگیزی كه هیچگاه دستمایه آفرینش‌های هنری امروز ما نشده است.

نوشته: رضا مرادی

 
|+| نوشته شده توسط ایلیا در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386 ساعت 23:24 |

پیامبر ایرانیان
پیامبر ایرانیان

|+| نوشته شده توسط ایلیا در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386 ساعت 22:12 |

امیر مؤمنان علی علیه‌السلام :
در اخبار گذشتگانت تأمل کن 0
به یاد بیاور که بر آنها که پیش از تو بوده اند ، چه گذشته است 0
در خانه ها و بقایای ایشان بگرد 0
بنگر در هرآنچه که کرده اند 0ببین از کجا رفته اند و به کجا رسیده اند 0
000 بدان که به زودی تو نیز یکی از ایشان خواهی بود و به همان صورت راه خواهی پیمود 0

|+| نوشته شده توسط ایلیا در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386 ساعت 20:34 |

تاریخ حکایت طولانی انسان هاست 0 داستان گذر بشریت از مرزهای حیوانیت تا برپا کردن تمدن های بزرگ 0 انسان ها در نسل های پی درپی ، حاصل دست رنج گذشتگان خود را توسعه دادند و به پیش رفتند 0 هر قومی بر ویرانه های اقوام پیشین مستقر شدند و هر یک گمان بردند که عالی ترین محصول همه تاریخ شده اند پس از چندی غفلت ها و غرورها ، آنها را هم در خود گرفت 0 از اصلاح مداوم خود غافل شدند و به خوش گذرانی و بی خبری روزگار گذراندند 0نتیجه آن شد که بلایای آسمانی و زمینی از همه سو آنها را احاطه کرد و تمام هستی شان را نابود ساخت 0 اما آنچه بر جای ماند ، دستاوردهای تمام بشریت بود که خواه نا خواه ،از هر قومی به قومی دیگر منتقل می شد 0 تمدن ها از پی هم ظاهر شدند و به مرورو درطی قرن ها دستاوردهای انسانی را گسترش دادند 0 انسان این موجود پیچیده ، گاه فجایع فراوان به بار آورد و گاه عالی ترین نمونه های انسانیت را به پیشگاه تاریخ معرفی نمود 0 اما به هر حال باید دانست که هرچه شده است ، حاصل دسترنج خود انسان است 0 و لذا هرچه هستیم و هرانچه می خواهیم باشیم یا آرزویش را داریم ، محصولی است که زمینه ها و نیازهایش را می توان مهیا نمود 0 می توان از نو ساخت و پدید آورد 0

|+| نوشته شده توسط ایلیا در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386 ساعت 20:27 |

دیر زمانی است که در این سرزمین نیاکان من و تو ساکن اند . نسل اندر نسل کاشتند و درو کردند و ساختند و هنر آفریدند . بسیار زمان ها مورد چپاول اقوام دور و نزدیک قرار گرفتند ، مقاومت کردند ، شکست خوردند و از نو تلاش خویش را افزون نمودند . پدران ما فراوان اشتباه نمودند ، بسیار فریب خوردند ، در دام آرزوهای بی فرجام گرفتار آمدند ، اما نه از پا ایستادند و نه دست از حرکت کشیدند . . نسل بعد عبرت گرفت ، راهی نو و تجربه ای جدید را برپا نمود . و حال نوبت نسل ماست  ما چه میکنیم وآیندگان مارا چطور تصور میکنند.........

|+| نوشته شده توسط ایلیا در شنبه یکم اردیبهشت 1386 ساعت 20:27 |

Free website counter
امرداد، نخستین تارنمای پارسیان و زرتشتیان در ایران