تبليغاتX
ایلیا
ایلیا
بهترین سخنان را بشنوید و با اندیشه روشن بنگرید . سپس هر کدام از شما برای خود بهترین راه را برگزینید
از خدا صدا نمیرسد
 

                                         بنام هستی بخش بزرگ دانا      

                                                                                                                                       چرا دلتنگ آزادی ، قفس بشكن كه بيزارم ، از آب و دانه در زندان ، دگر وقت بیداری است                  

بیش از این مپرس
ای ستاره ای ستاره غریب
ما اگر ز خاطر خدا نرفته ایم
پس چرا به داد ما نمیرسد
ما صدای گریه مان به آسمان رسید
از خدا چرا صدا نمیرسد
بگذریم ازین ترانه های درد
بگذریم ازین فسانه های تلخ
بگذر از من ای ستاره شب گذشت
قصه سیاه مردم زمین
بسته راه خواب ناز تو
میگریزد از فغان سرد من
گوش از ترانه بی نیاز تو
ای که دست من به دامنت نمی رسد
اشک من به دامن تو میچکد
با نسیم دلکش سحر
 چشم خسته تو بسته میشود
بی تو در حصار این شب سیاه
عقده های گریه شبانه ام
 بر گلو شکسته میشود 

استاد : فریدون مشیری           

در پناه اهورا زلال و پاک زیوید

|+| نوشته شده توسط ایلیا در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 ساعت 21:6 |

اباتیمار اندکی شادی باید

بنام هستی بخش بزرگ دانا

اندکی شادی باید 

   تاریخ از مردی در سیستان خبر می دهد که در آن هنگام که عرب سراسر این سرزمین را در زیر شمشیر خلیفه جاهلی آرام کرده بود از قتل عام شهرها و ویرانی خانه ها و آوارگی سپاهیان می گفت و مردم را می گریاند و سپس چنگ خویش را بر می گرفت و می گفت: " اباتیمار : اندکی شادی باید " نوروز در این سال ها و در همه سال های همانندش شادی یی این چنین بوده است عیاشی و  «بی خودی»  نبوده است. اعلام ماندن و ادامه داشتن و بودن این ملت بوده و نشانه پیوند با گذشته ای که زمان و حوادث ویران کننده زمان همواره در گسستن آن می کوشیده است. نوروز همه وقت عزیز بوده است؛ در چشم مغان در چشم موبدان، در چشم مسلمانان و در چشم شیعیان مسلمان. همه نوروز را عزیز شمرده اند و با زبان خویش از آن سخن گفته اند. حتی فیلسوفان و دانشمندان که گفته اند "نوروز روز نخستین آفرینش است که اورمزد دست به خلقت جهان زد و شش روز در این کار بود و ششمین روز ، خلقت جهان پایان گرفت و از این روست که نخستین روز فروردین را اهورمزد نام داده اند و ششمین روز را مقدس شمرده اند. چه افسانه زیبایی زیباتر از واقعیت راستی مگر هر کسی احساس نمی کند که نخستین روز بهار، گویی نخستین روز آفرینش است. اگر روزی خدا جهان را آغاز کرده است. مسلماً آن روز، این نوروز بوده است. مسلماً بهار نخستین فصل و فروردین نخستین ماه و نوروز نخستین روز آفرینش است. هرگز خدا جهان را و طبیعت را با پاییز یا زمستان یا تابستان آغاز نکرده است. مسلماً اولین روز بهار، سبزه ها روییدن آغاز کرده اند و رودها رفتن و شکوفه ها سر زدن و جوانه ها شکفتن، یعنی نوروز بی شک، روح در این فصل زاده است و عشق در این روز سر زده است و نخستین بار، آفتاب در نخستین روز طلوع کرده است و زمان با وی آغاز شده است.

استاد دکتر علی شریعتی

در پناه اهورا زلال و پاک باشید

|+| نوشته شده توسط ایلیا در جمعه نهم فروردین 1387 ساعت 13:5 |

جشن نوروز 1387 خورشیدی و 3746 زرتشتی شادی بخش باد
                                              بنام هستی بخش بزرگ دانا

 

                               جشن نوروز بر زمینیان شاد باد

 

من گردش عصاره ی گرم حیات را
 در ساقه ی گیاه تر ، احساس می کنم
من نبض بی صدای جماد و نبات را
 در مغز و پوستم
 در خون و گوشتم
 چو ضربه های قلب خود احساس می کنم
 پای مرا چو ریشه ی بی آب نخل پیر
 در ژرفنای خاک ،‌ به زنجیر بسته اند
 اما هنوز ، دست من از لابلای ابرها 
 مانند مشت بسته ی گلدسته های شهر
سوی ستاره هاست
در پنجه های سوخته اش مشعل دعاست
با من دعا کنید
ای شاخه های خشک
ای دست های سرد نوازش نیافته
 ای چشمه های دور
 ای دیدگان کور
 ای در شما ستاره ی شادی نتافته
 یار شما منم
 من با ستاره ها
 من با پرنده ها
 من با شکوفه های سحر ،‌ زاده می شوم
 من با نسیم هر نفس آشنا ، چو موج
از نو برای زیستن آماده می شوم
چون مشت خشمگین و گره خورده ی درخت
خورشید را میان دو دستم گرفته ام
 خورشید در من است
 در من ، اجاق معجزه ی روز ، روشن است

در پناه اهورا زلال و پاک باشید

|+| نوشته شده توسط ایلیا در پنجشنبه هشتم فروردین 1387 ساعت 19:40 |

زرتشت را ببین
                                                بنام هستی بخش بزرگ دانا

 

                               پیامبر ایران زمین

زرتشت را ببین چه سترگ ایستاده است
کز جایگاه خدا گفته گفته ها
نیکی شعار اوست به پندارهای ما
پندارمایه دوری ز کینه ها
گفتار نیک را به همه واجبش نمود
تا حسن زندگی تو گردد ز گفته ها
سرمایه حیات ز کردار نیک شد
ارثی گرانبها به وجود نهفته ها
راه سعادت است به پندارهای نیک
شر از شرارت است ز گفتاربی بها
ما بی نیاز ز گفتار تازیان
از چند هزار سال پیش نمادیم، نکته ها
مهر و محبت است نیاز ونماز ما
ایرانی اصیل نمادش اهور ما

شاعر : حکیمی

در پناه اهورا زلال و پاک باشید

|+| نوشته شده توسط ایلیا در چهارشنبه یکم اسفند 1386 ساعت 21:3 |

گفتار اشو زرتشت
                                           بنام هستی بخش بزرگ دانا

                             اشو زرتشت پیامبر ایرانی

- خوشبخت کسی است که خوشبختی دیگران را فراهم سازد  (  یسنای 43)

- انسان در گزینش خوب و بد زندگی اش آزاد است . هر زن و مردی بایستی بهترین گفتار را بشنوند و مسیر خویش را در زندگی برگزیند . (  یسنای 30 )

- بهشت و دوزخ ما در این جهان در دستان خود ماست . نیکی پاسخ نیکی است و بدی سزای بدی . نتیجه زندگی ما حاصل اعمال ماست . ( یسنای  30  و 31 – بند 11 - 10 )

- وظیفه هر انسان در زندگی اش کار و کوشش و آبادی و پیشرفت جهان است . (  یسنای 34 – بند 14 )

- هر کس باید بیاندیشد که کیست ؟ از کجا آمده است و برای چه در این جهان زندگی میکند ؟ (  یسنای 43 – بند 7 )

- خداوند این جهان زیبا را برای شادی انسان در مسیر نیک آفریده است . ( یسنای 43 – بند 6 )  

- کسانی در زندگی سرافراز و آسوده خواهند زیست که در زندگی به ندای وجدان درونی خویش گوش فرا دهند و آن را ارج نهند . زیرا وجدان درونی همه انسانها آنها را به سوی کردار نیک رهنمایی میکند . ( یسنای 45 – بند 5 )  

- انسانی که گمراهی را ببیند و او را با دانش و خرد خویش راهنمایی نکند در ردیف گناهکاران است . ( یسنای 46 – بند 6 )

- انسان به هر چه که اراده کند خواهد رسید . اندیشه آدمی سازنده زندگی اوست . ( یسنای 48 – بند 4 )  

- بهترین زندگی دو جهان برای کسانی است که نیک بیاندیشند و پارسایی را سرلوحه زندگی خویش کنند . ( یسنای 51 – بند 15 )

- همسری که برای دخترت برگزیدی به او معرفی کن ولی انتخاب نهایی را به دست خودش بسپار . ( سنای 53 – بند 3 ) 

در پناه اهورای پاک و زلال باشید

|+| نوشته شده توسط ایلیا در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 ساعت 21:22 |

جشن سده یا سور پیدایش آتش
                                                  بنام هستی بخش بزرگ دانا

جشن سده مبارک

                        جشن باستانی سده بر همه ایرانیان مبارک باد

یکی روز شاه جهان سوی کوه
گذر کرد با چند کس هم گروه
 پدید آمد از دور چیزی دراز
سیه رنگ و تیره تن و تیزتاز
دو چشم از برِ سر چو دو چشمه خون
ز دود دهانش جهان تیره گون
نگه کرد هوشنگ با هوش و سنگ
گرفتش یکی سنگ و شد تیزچنگ
بزور کیانی رهانید دست
جهانسوز مار از جهانجوی جست
برآمد از سنگ گران سنگ خُرد
همان و همین سنگ بشکست گرد
فروغی پدید آمد از هر دو سنگ
دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ
نشد مار کشته و لیکن ز راز
ازین طبعِ سنگ آتش آمد فراز
جهاندار پیشِ جهان آفرین
نیایش همی کرد و خواند آفرین
که او را فروغی چنین هدیه داد
همین آتش آنگاه قبله نهاد
بگفتا فروغیست این ایزدی
پرستید باید اگر بخردی
شب آمد برافروخت آتش چو کوه
همان شاه در گرد او با گروه
یکی جشن کرد آن شب و باده خورد
سده نام آن جشن فرخنده کرد
ز هوشنگ ماند این سده یادگار
بسی باد چون او دگر شهریار
کز آباد کردن جهان یاد کرد
جهانی به نیکی از او یاد کرد

در پناه اهورا زلال و پاک باشید

|+| نوشته شده توسط ایلیا در چهارشنبه دهم بهمن 1386 ساعت 23:28 |

بزرگ دریای کاسپین را خزر نخوانیم
                                               بنام هستی بخش بزرگ دانا

با سلام خدمت همه دوستان عزیزم امید که در پناه اهورا همیشه زلال و پاک باشید . نمیدونم تا حالا روی اسامی که در ایران روی آدمها و یا مکانها میگذارند تاحالا توجه کردید یا نه اسامی که بیشترشون عربی هستن و مکانها هم به نوع خود و حالا بریم سراغ اسمی که در ایران غیر ایرانی نامیده میشود و   در سطح جهان ایرانی و جالب اینکه این نام غیر ایرانی را مثل خیلی از نامها بدون توجه به پیشینه و معنی آن را روی فرزندان خودشان میگذارند.

                               دریاچه کاسپین

 بله دریای کاسپین یا خزر را میگم این در حالی است که خزر نام قومی بربر ستیزه جو و انیرانی است  که در بین شمال باختری دریای کاسپین و دریای سیاه سکونت داشتند . این قوم که در طول تاریخ  به قوم وحشی مشهورند در حدود سده ۶ میلادی حکومت مستقلی بوجود آوردند و کشور خود را خاقانات خزر نامیدند. پس از تشکیل فرمانروایی مستقل یورش به اقوام همسایه را که بیشتر مردمان اسلاو بودند آغاز کردند و هر از گاهی نیز زیانهایی به بخشهای شمالی امپراتوری ساسانی میرساندند تا اینکه برای جلوگیری از یورشهای این قوم نیمه وحشی به دستور کیخسرو انوشیروان دیواری بزرگ در شهر دربند ساخته شد که سنگ نبشته ی این دستور همچنان پا بر جاست . تا اینکه در سده ۹و۱۰ میلادی با یورش اقوام روس  خزرها سرزمینهایشان را از دست دادند و به سوی اروپای خاوری گریختند.

اما کاسپین که در بسیاری از زبانهای جهان برای اشاره به این دریاچه بکار میرود از نام قوم ایرانی و سفید پوست کاسپی گرفته شده است که ابتدا در کرانه های باختری تا جنوب باختری دریاچه ساکن بودند و کم کم تا کرانه های جنوبی آمدند از دیدگاه قوم شناسی نیز بر پایه پژوهش جدیدی که درباره ژنتیک مردمان جنوبی این دریا شده چنین گواهی شده که مردمان گیلک زبان(شامل تبریها و دیلمیها)همگی از نوادگان مردمی هستند که از باختر دریا آمده اند.و بودن شهری بنام دروازه کاسپین(در بند) در ورودی سرزمین باستانی تبرستان(که ا کنون در استان تهران هست)گواهی دیگر بر این ادعا است .کاسپین ها بر پایه نوشته هردوت در دوران هخامنشی جزو استان یازدهم به شمار می رفتند و 200 تالان مالیات می پرداختند (جغرافیای تاریخی ایران باستان ص 158). 

 دانستن همین تاریخچه کوتاه هر ایرانی وطن دوست را بر این میدارد که دیگر کاسپین را خزر نخواند   پس دوستان خوبم بزرگترین دریاچه جهان که در شمال خاک باستانی ایران عزیزمان قرار دارد را کاسپین بنامیم .

در پناه اهورا زلال و پاک باشید

|+| نوشته شده توسط ایلیا در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 ساعت 19:4 |

اوستا در تاریخ
                                           بنام هستی بخش بزرگ دانا

                           اشو زرتشت

اوستا در زمان اسکندر گجستک 

 پس از حمله اسکندر و از میان رفتن اوستا و آشوب و نابسامانی  اوستا دستخوش دگرگونیهای فراوانی شد . اخبار و روایات مستندی در دست است که نسخه کامل اوستا در زمان شاهنشاهی هخامنشیان موجود بوده و از دیدگاه کمیت و کیفیت شهرتی فراوان داشته است . در کتاب دینکرد آمده است که اوستا در بیست و یک نسک فراهم بوده است که آن بوسیله گشتاسب شاه تهیه و تدوین گردیده و آنرا در دو مکان مقدس مختلف یکی در " گنج شیبکان " و دیگری در " دژ نپشتک" نگهداری مینموده است  هنگامی که اسکندر ملعون به ایران دست یافت "دژ نپشتک" را سوزاند و به همین جهت با کتابهای دیگر اوستا نیز بسوخت . این دژ به معنی خانه کتاب و به صورت عامیانه کتابخانه نام داشت . این دژ جزوی از کاخهای سلطنتی پرسپولیس بوده است و به سال 331 پیش از میلاد توسط اسکندر به آتش کشیده شد و نابود گردید . اما نسخه دوم به دستور اسکندر که به اهمیت آن پی برده بود به یونانی ترجمه شد و اصلش را معدوم ساخت تا با ترجمه یونانی مهر فرهنگ و تمدن یونانی بر آن بزنند و جزئی از میراث علمی - ادبی و فلسفی یونان شناخته شود. در نامه تنسر آمده است که کتاب دینی ایران در روی دوازده هزار پوست گاو پیراسته نوشته شده بود که بر اثر هجوم اسکندر سوخته شد . مورخ یونانی به نام "پلی نیوس" که در سده یکم میلادی میزیسته و کتابهایی درباره زرتشت و آیین آن نوشته بوده نقل کرده است که کتاب دینی ایرانیان را زرتشت در دو میلیون شعر سروده بوده است .

در زمان شاهنشاهی اشکانیان

پس از اینکه دودمان و سلطنت بیگانگان ( سلوکیان یونانی ) پس از حدود یک قرن توسط پارتیان یا شاهنشاهی اشکانیان درهم کوبیده شد و دوباره فرهنگ ایرانی حکمران سرزمینهای ایران گشت یکی از شاهان دیندار و پیرو آیین زرتشت آن سلسله به نام ولخش دستور داد تا به هر نحوی که شده قطعات پراکنده اوستا جمع آوری گردد . عده ای از روحانیون زرتشتی که مقادیر قابل توجهی از کتاب را از بر داشتند آنها را مکتوب کردند و هیاتی کارشناس مامور جمع آوری این کتاب مقدس نمودند .

در زمان شاهنشاهی ساسانیان

پس از اشکانیان ساسانیان راه آنان را ادامه دادند و اردشیر بابکان که در سالهای 224 میلادی شهریاری می نموده است دستور گردآوری کامل اوستا را صادر نمود . بعد از او پسرش اردشیر که در سالهای 242 تا 272 میلادی شهریاری می نموده است دانشمندان و روحانیون را عازم هند و یونان نمود تا آنچه که توسط اوستا به کشورهای دیگر صادر شده بود و جزئی از فرهنگ آنان شده بود را گرد آوری کنند و به سرزمین مادری اش بازگرداند . اوستای ساسانی در واقع حکم دائره المعارف بزرگی داشته است که شامل اساطیر - تاریخ - شعر - داستانها و مثلها - مباحثی پیرامون ستاره شناسی - پزشکی - علوم طبیعی - فقه - فلسفه و مسائل دیگر بوده است که بعد از گذشت سالیان دراز از حاصل دسترنج و تجربه  شاهان و مردان بزرگ تاریخ و همچنین تعالیم اشو زرتشت بدست آمده بود .

در زمان تازیان

بعد از گذشت ناملایمات تاریخی ایران و جبران نمودن و جمع اوری اوستا بار دیگر حادثه تلخ دیگری بر ایران وارد شد . هنوز ضایعات وحشی گری های اسکندر ملعون کاملا از میان نرفته بود که قومی وحشی تر از مقدونیان و مغولان به ایران حمله کردند و اینان تازیان بیابانگرد و شتر سوار عرب بودند که با تمدن و فرهنگ خویی نداشتند . تعصب دینی آنان بر آن ایده استوار شده بود که جز قرآن و سنت همه علوم و معارف و ادبیات دیگر بیهوده است . به همین مناسبت بعد از یورش وحشیانه شان کتابخانه های ایران منجمله کتابخانه بزرگ کسری سوخته شد و نسخه های منحصر به فرد کتب فراوانی که حاصل قرنها مطالعه و تجربه بود همراه با آثار و بناهای تاریخی ایران منهدم گشت . بویژه هرگاه نام و نشانی از کتب اوستایی می یافتند آنجا را به آتش میکشیدند و با خاک یکسان مینمودند . سرگذشت اوستا بعد از این بسیار تاریک است . در آن دوران سیه جهل و نادانی و توحش اعراب روحانیون ایرانی برای حفظ اوستا آنرا میان خود تقسیم نمودند تا هر کدام قسمتی از آن را از بر داشته باشند و نسل اندر نسل آنرا به بازماندگان بیاموزانند . پس از قرن اول که ایران زمین مسکن اهریمنان تازی گشت عده ای از ایرانیان ترک وطن نمودند و به سوی هند رهسپار گشتند .

در زمان خلیفه های اسلامی

اما در روزگار عباسیان نهضت بسیار شگفتی در رستاخیز آیین زرتشتی بر پا گشت . در این رستاخیز عظیم مردی بلند همت و دانشمندی زرتشتی به نام " آذرفرنبغ " که در روزگار مامون و در سالهای 218 تا 198 زندگی میکرده به گرد آوری و تهیه و تدوین دینکرد پرداخت و تمدن ایرانی را دوباره زنده کرد . او در بغداد زندگی میکرد و از دانشمندان به نام زمان خود بود . در کتاب سوم دینکرد فصل 420 بند چهارم آمده است آذر فرنبغ نخستین کسی است که به گردآوری و تدوین و تالیف مجلدات دینکرد پرداخت . وی تبارش به آذرپاد - پسر مهراسپند میرسیده است . ولی روزگار بار دگر تغییر میکند و زرتشتیان مورد آزار و اذیت قرار میگیرند و متعصبان عرب علاوه بر تعرضاتی که به جان و مال آنان میکنند بار دیگرکتابهای دینی ایرانیان را از بین بردند . که این موارد در بخشهای واپسین کتاب سوم دینکرد به روشنی آمده است . در همان سالها نهضت جاودانه خرمدینان ( بابک ) جان گرفت و 22 سال دست اهریمنان تازی را از ایران کوتاه کردند و در نهایت تمام سرداران و زن و فرزندش کشته شدند و خودش به دست ضحاکان تازی تکه تکه شد . در همان زمان مازیار شاهزاده ساسانی که دودمان و تاریخ کشورش توسط اعراب نابود شده بود دست به قیامی برای نابودی فرهنگ عرب از ایران زد و حکوتی را برای خود در شمال ایران تشکیل داد ولی در نهایت به دست تازیان کشته شد . نهضتهای دیگری مانند ابومسلم که هشت سال به طول انجامید و یا مبارزات سنباد که هفتاد روز بود و یا قیام استادسیس که یکسال به طول انجامید یا مبارزات هاشم پسر حکیم ( مقنع ) که چهارده سال مبارزه کردند میتوان نام برد . پس از اعمال هارون الرشید نسبت به ایرانیان و قتل عام آنان بار دگر زرتشتیان و ایرانیان اصیل در زمان مامون فرهنگ و کلام زرتشتی در میان توده مردم شکوفا گشت و مامون زیاد با آن مخافت نکرد ولی پس از مامون کم کم مسلمانان و دستگاه خلافت متوجه عمق این جنبش شدند و مشاهده کردند که در مدت کوتاهی کتابهای زیادی از دین بهی و تاریخ ایران تهیه گردیده است و چون منطقی با آن نمی توانستند مبارزه کنند با کشتار و قهر مبازره را آغاز کردند . بهدینان ایرانی را تعقیب کردند و به قتل رساندند و آثار آنان را منهدم گرداندند . که نمونه ای کوچک آن قتل عام زنان و کودکان کازرون و شیراز در سده پنجم هجری در زمان شیخ ابواسحاق کازرونی میتوان نام برد که یکی از کشتارهای فجیح زمان نام گرفت .

در کل اوستایی موجود بخش بسیار کمی از کتاب اصلی زرتشتیان می باشد و در تجاوزهای متعدد کشورهای منطقه به ایران صدمات بسیاری دیده است و بخش عظیم آن از بین رفته است ولی با این حال پنج بخش

یسنا : دارای 72 فصل که به زبان اوستایی نوشته شده است و شامل سخنان خود زرتشت می باشد که گاتها نام دارد .

ویسپرد : که در ستایش بهترین نوع مخلوقات و ایزدان گفته شده است .

یشتها : دارای بیست و یک قسمت است و مطالب دینی را آورده است .

خرده اوستا : شامل نمازها و نیایش ها است که در زمان شاپور دوم نوشته شده است .

وندیداد : دارای 22 فصل است که برای دوری جستن از افراد اهریمن صفت نوشته شده است 

 هنوز باقی است و مورد استفاده می باشد . تاریخ اوستا بر هیچ کس مشخص نیست ولی بیش از 3000 سال می باشد . (پژوهش و گردآوری : ارشام پارسی )

در پناه اهورا زلال و پاک باشید

|+| نوشته شده توسط ایلیا در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 ساعت 21:20 |

یلدا مبارک
                                           

                                               بنام هستی بخش بزرگ دانا


تقدیم به دوستان خوبم :

 

       

 

محفل آریائیتان طلائی   

                                دلهایتان دریائی   

                                                       شادیهایتان یلدائی  

                                                                                مبارک باد این شب اهورائی

 

در پناه اهورا زلال و پاک باشید

|+| نوشته شده توسط ایلیا در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 ساعت 19:56 |

پرنده مردنی است
                                           بنام هستی بخش بزرگ  دانا

 

                         در پناه اهورا شاد باشی

 

 پرنده مردنی است


دلم گرفته است
دلم گرفته است


به ایوان میروم و انگشتانم را
بر پوست کشیده ی شب می کشم
چراغ های رابطه تاریکند
چراغ های رابطه تاریکند



پرواز را به خاطر بسپار

کسی مرا به آفتاب
معرفی نخواهد کرد
کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد
پرواز را بخاطر بسپار
پرنده مردنی ست

روانشاد استاد فروغ فرخزاد

در پناه اهورا شاد و زلال باشید

|+| نوشته شده توسط ایلیا در سه شنبه ششم آذر 1386 ساعت 14:37 |

Free website counter
امرداد، نخستین تارنمای پارسیان و زرتشتیان در ایران