|
بـــــه نام اهــــوراي جــان آفريــن خداونــــد كيــهان و چرخ و زميـــن ستایم ويـــرا بــه گفتـــار نيــك به انديشـــه نيـــك و كــردار نيــــك هر آنكس كه از دل ستايش كند زروی درستـــــي نيــــايش کنـــد خدا آگـــه از راز پنـــهان اوســـت بههر رنج و سختي نگهبان اوست درود هــــمه بر چـــنين مــردمـان چـهمرد و چه زن در سراسر جهان
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
آبان 1388
مهر 1388 تیر 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 مرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 آرشیو موضوعی
سخنی نیست
ارتش کمبوجیه پیامبر ایرانیان زایش زرتشت زرتشتیگری نامه عمر به يزد گزد دین زرتشت کاوه آهنگر اسلام پذيري ايرانيان نماد فروهر کوروش کبیر حافظ سهراب سپهری دین چیست آرش کمانگیر بابک خرم دین قصه را که ميداني؟ آریو برزن سورنا صحبت با خدا جشن تیرگان قصه ی شهر سنگستان جشن مهرگان اشو زرتشت سالروز اشو کوروش پرنده مردنیست شب یلدا تاریکی و ظلمت دریای کاسپین جشن سده گفتار اشو زرتشت اوستا در تاریخ زرتشت را ببین جشن نوروز 87 ابا تیمار از خدا صدا نمیرسد اشپیگل و استاد رجبی مهرگان سالنامه 1388 فرهنگ ایرانی لذت زندگی تبریک نوروز زادروز اشو گوش كن دریا جستجو
پیوندها
اگه حرف بزنی اقا گرگه میخورتت
عکسهای ایلیا بزرگان ایران تاريخ ايرانزمين رضا مرادی غیاث آبادی نامهای ایرانی آوای آزاد روزنامک کلمه سبز قلم نیوز یتااهو :: قالب ساز :: پیوندهای روزانه
ویولت
شعرهای هژار ایرانفرا هانی سروش و سینا دیرینه خود را باور کن ماریونت و ماریونت گردان درست زندگی کردن یک هنر است این من نیستم تمام پیوندها آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
ایلیا - آرتیمان
بهترین سخنان را بشنوید و با اندیشه روشن بنگرید . سپس هر کدام از شما برای خود بهترین راه را برگزینید
اندر حکایت مضحک کشف بازماندههای ارتش کمبوجیه در مصر به تازگی اخبار فراوانی از دو برادر دوقلوی ایتالیایی که بازماندههای ارتش کمبوجیه در مصر را کشف کردهاند، منتشر شده است (برای نمونه بنگرید به Discovery و About). در برخی گزارشهای فارسی از همین خبر، چنان روی دوقلو بودن این دو برادر تأکید و اصرار شده که گویی اگر آنان دوقلو نبودند، ارتش کمبوجیه کشف نمیشد. در چند سال اخیر این سومین بار است که کسانی مدعی کشف ارتش کمبوجیه در مصر و یا در لیبی میشوند. ساختار این خبر- همچون نمونههای پیشین- بسیار عامیانه و اکتشافاتی «ژول ورن» گونه و مناسب نشریات جنجالمآب است که به دنبال مخاطب بیشتر و جلبتوجه هستند. تا آنجا که موضوع را دنبال کردم، هیچ گزارش علمی یا دستکم گزارش مقدماتی که متکی به شواهد باستانشناختی، نقشهها و عکسهای مستند باشد، پیدا نکردم. چند عکس بیربط با موضوع و ساختگی نیز در پیشانی اخبار آمده بود که سخت سوءظن برانگیز مینمود. چنین خبری را فعلاً به صرف همین گزارشها نمیتوان باور داشت؛ مگر آنکه گزارشهای علمیتر و معتبرتری از آن نشر یابد. بازگوییِ روند مطالعات و سیر منطقی آن، و نیز نام مکانهایی که در این خبر آمده است، همگی با یکدیگر متناقض و بیارتباط هستند. برای مثال شهر و واحهٔ سیوَة (به اشتباه: سیوا) در شمالغربی مصر و نزدیکی مرز لیبی، شهر سُلوم در شمال مصر و در ساحل دریای مدیترانه، شهر و واحهٔ الخَرجَه (خَرجَه/ خرِگه) در مصر مرکزی، و معبد بزرگ آمون در کَرنَک، در جنوب شرقی مصر و شمال سد آسوان است. (البته معبد کوچک دیگری برای خدای آمون در سیوه وجود داشته است). ما ایرانیان نیز که گاهی در برابر خارجیان احساس ضعف میکنیم و تصور میکنیم هر چه در نشریات فرنگی گفته شود، وحی منزل و بلاتردید است و جایی برای بحث و بررسی نمیگذارد؛ همچون همیشه به سرعت ذوقزده و احساساتی شدیم و بدون احساس نیاز به کسب اطلاعات بیشتر از منابع موثق علمی، آنرا خبر اول روزنامهها و نشریات کردیم (برای نمونه بنگرید به روزنامه ایران که کمبود منابع مصور و مستند خود را با تصاویری از تختجمشید! تکمیل کرده و بدون ذکر هیچ منبع و مأخذی از به اثبات رسیدن این ادعا سخن میراند). البته بدیهی است که در کنار اهداف معلوم و نامعلومِ سازندگان این قصههای ماجراجویانه و اکتشافی، نشریات و مخاطبان آنها نیز به اخبار مهیج نیاز دارند. اولی برای کسب مخاطب و دومی برای نیازهای تخدیری و کسب هیجان. بر هر دو گروه بالا به نسبت نامه رئیس سازمان میراث فرهنگی به رئیس دولت مبنی بر پیشنهاد پیگیری و انجام کاوشهای باستانشناسی در مصر، خرده کمتری وارد است. جا داشت که ایشان با صبوری و مشورت و بررسی بیشتر به این زودی در دام خبرسازان نمیافتاد. چرا که بعید نیست در آیندهٔ نزدیک و پس از برملاشدن قصهبافیها، کل دستگاه باستانشناسی و میراث فرهنگی ما به خاطر چنین واکنش ناشیانهای مورد تمسخر جهانیان قرار گیرد. بنده از مناسبات دیپلماتیک چیزی سر در نمیآورم و نمیدانم که فیالمثل چگونه میتوان در کشوری که با آن در قطع رابطه کامل هستیم، دست به عملیات کاوش زد؛ اما همین قدر میدانم که دستگاه باستانشناسی مصر به نحو چشمگیری در منطقه پیشرفته و روزآمد است. بسیاری از دانشگاهها و انستیتوهای باستانشناسی جهان در آنجا فعال هستند و دفتر و دستک، و کارگاه و آزمایشگاه دارند. بعید میدانم آنان نیازی به توان باستانشناسی کشوری داشته باشند که ابزار و امکاناتی بیش از بیل و ماله و کمچه ندارد. پیشنهاد میکنم که اگر دولتیان بجای توجه و رسیدگی به آثار باستانی و بازماندههای تاریخی کهن در ایران (یعنی جایی که وظیفه و مسئولیت دارند)، میل دارند به سراغ سرزمینهای دیگر بروند (یعنی جایی که وظیفه و مسئولیتی در آن ندارند)، سه سوژهٔ مناسبتر و دندانگیرتر برای این کار سراغ دارم: ۱- در معبد هبس (هِـبِـس) در خرجه و نیز در معبد آمون در کَرنَک، چندین سنگنگاره و کتیبه از داریوش بزرگ وجود دارد. او نام خود را به خطهای هیروگلیف مصری و فارسی باستان در زیر پیکره خود نوشته و خود را «فرزند آمون» خوانده است. دریغ است که این آثار ارزنده که یادمانی از احترام متقابل ایرانیان در برابر باورمندان به دیگر ادیان است، این چنین مهجور و فراموش شده بمانند و کمتر کسی در باره آن آگاهی داشته باشد و عکسی از آن دیده باشد و بداند که آیا در صحت و سلامت هستند یا خیر. ۲- یافتههای باستانشناسان در کاوشهای محوطه باستانی «سرابیوم/ سرابهاوم» در جنوب شهر اسماعیلیه منجر به پیدایی کتیبهای از کمبوجیه شد که نشاندهنده احترام و گرامیداشت او در برابر خدای آپیس/ اُپیس بوده است. این سند نشان میدهد که گزارش هرودوت مبنی بر نافرمانی و بدرفتاری کمبوجیه با آپیس و رفتار ناشایست او با مردم مصر و باورهای دینی آنان نادرست بوده است. آیا پیگیری و شناختن و شناساندن این اثر بیهمتا به اندازهٔ پیگیری کشف ارتش کمبوجیه اهمیت ندارد؟ ۳- اکنون هیچ اثری از آثار سنگنوشتههای پنجگانه داریوش بزرگ در سوئز به دیده نمیآید. کتیبههایی که فرماننامهٔ ساخت و نخستین بهرهبرداری از آبراه میان دریای سرخ و رود نیل هستند. در هیچیک از کتابها و وبسایتهایی که به آثار باستانی مصر پرداختهاند، هیچ عکسی و نشانیِ دقیقی از این کتیبهها که هر کدام دهها تن وزن داشتهاند، وجود ندارد. انگاری از ابتدا خواب و خیال بودهاند. آیا آنها ناپدید شدهاند، به آسمان رفتهاند، تخریب شدهاند، «گم» شدهاند، «آب» شدهاند، یا اصلاً از ابتدا وجود نداشتهاند؟ آیا بهتر نیست اگر علاقهمند به سرنوشت آثار ایرانی در مصر هستیم، در فکر سرنوشت این کتیبههای مهم داریوش در مصر هم باشیم؟ آنچنان که از برخی اظهارنظرهای منتجشده از خبر کشف ارتش کمبوجیه احساس میشود و در نظرهایی که در زیر همان صفحات نوشته شده، آمده است؛ به نظر میآید که بحثهای جنجالی و منتقدانهای نیز در راه است: ۱- به فرض درستی این خبر، پرسش اینجاست که ارتش تا دندان مسلحِ ایرانِ هخامنشی و کمبوجیه که ایرانیان آنان را منادیان صلح و حقوق بشر و مردمسالاری معرفی مینمایند، اگر در حال تجاوز به کشورهای دیگر نیستند، در بیابانهای آن سوی مصر در قاره آفریقا چه میکنند؟ ۲- اگر چنین خبری صحت داشته باشد، در اینصورت چگونه میتوان هرودوت را مورخی دروغپرداز نامید و این اظهارات او را دروغ خواند که مدعی نابودی ارتش ایران در غرب مصر شده بود؟ یا باید چنین خبری نادرست باشد و یا سخن هرودوت درست بوده باشد و جمع این دو ممکن نیست. در نتیجه پیشنهاد میکنم که دولتیان و وطنپرستان باورمند به این خبر، پیش از اینکه کسانی مدعی مجعول بودن کتیبههای داریوش، تجاوز ایرانیان به کشورهای دیگر و دروغگو خواندن مورخان شوند، و مجبور به راهاندازی طومار و پتیشن و بساط نخنما شدهٔ توهینیابی شوند، پاسخهای خود را پیشاپیش آماده کنند. در باره چنین اخباری همچنین بنگرید به: جام هخامنشی، اثری اصیل یا تقلبی؟ و پادشاه مومیاییشده کردستان، فریبگری تازه جاعلان تاریخ و فرهنگ. استاد : رضا مرادی غیاث آبادی در پناه اهورا زلال و پاک زیوید |+| نوشته شده توسط ایلیا در شنبه سی ام آبان 1388 ساعت 20:28
سخنی نیست
چه بگویم؟ سخنی نیست
چه بگویم ؟ سخنی نیست استاد:احمد شاملو در پناه اهورا زلال و پاک زیوید |+| نوشته شده توسط ایلیا در جمعه هفدهم مهر 1388 ساعت 20:4
دریا
یک سینه بود و اینهمه فریاد استاد : فریدون مشیری در پناه اهورا زلال و پاک زیوید |+| نوشته شده توسط ایلیا در جمعه بیست و ششم تیر 1388 ساعت 9:8
گوش كن
گوش كن در پناه اهورا زلال و پاک زیوید |+| نوشته شده توسط ایلیا در چهارشنبه سوم تیر 1388 ساعت 20:42
به هر ايراني از من باد شادباش به روز ششم از اين ماه زيبا استاد گودرز ماوندی درپناه اهورا زلال و پاک زیوید
|+| نوشته شده توسط ایلیا در پنجشنبه ششم فروردین 1388 ساعت 20:45
نوروز 3747
روز عید است و سرفرازی ماست
در پناه اهورا زلال و پاک زیوید |+| نوشته شده توسط ایلیا در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 ساعت 21:37
لذت زندگی
يك تاجر آمريكايى نزديك يك روستاى مكزيكى ايستاده بود كه يك قايق كوچك ماهيگيرى از بغلش رد شد كه توش چند تا ماهى بود
درپناه اهورا زلال و پاک زیوید |+| نوشته شده توسط ایلیا در چهارشنبه هجدهم دی 1387 ساعت 11:56
فرهنگ ایرانی
از ویژگیهای فرهنگ ایرانی آن بود که هیچ انسانی دارای تقدس شمرده نمیشد، بلکه تقدس خاص خدا و ایَزدان و فضایل ملکوتیِ هفتگانه بود . به همین سبب بوده که در تمام دوران هخامنشی و پارتی و ساسانی هیچ زیارتگاهی برای هیچ انسانی، نه برای مغان و نه آتَروَنان و نه هیربدان، ساخته نشد. و از همینرو است که واژههائی معادل «عصمت» و همچنین «زیارت» به مفهوم مذهبیش (زیارت بهمفهومی که ما پس از مسلمانیمان شناختهایم) در زبان ایرانی ساخته نشده است. و از آنجائی که در فرهنگ ایرانی هیچ انسانی در هر مقامی که باشد دارای تقدس و عصمت نیست، عقیده به اینکه انسان بتواند واسطه و شفیع میان انسان و خدا شود نیز در فرهنگ ایرانی وجود نداشت. زرتشت نیز واسطۀ میان انسانها و خدا شمرده نمیشد بلکه آموزگاری بود که نیکبودن و نیکزیستن را به انسانها آموخته بود. انبیای قوم سامی هم در حیاتشان و هم پس از مرگشان واسطههای میان خدا و مریدان خویش شمرده میشدند، و مریدانشان بهاندازۀ فرمانهائی که برای انبیاء و جانشینانِ انبیاء میبردند و بهاندازهئی که به معبد خدمت میکردند و ثمرۀ تلاش و کارشان را به عنوان زکات و صدقات به متولیان معبد میدادند انتظار داشتند که انبیاء و رهبران دینشان در زندگیشان و حتی پس از مرگشان برایشان نزد خدایشان وساطت کنند (شفیع بشوند) تا خدا از خطاهایشان درگذرد؛ یعنی مردگان نیز واسطه میان انسان و خدا بودند. اما در دین ایرانی هیچگاه چنین باوری دربارۀ انسانهای زنده و مرده شکل نگرفت. از دیگر ویژگی فرهنگ ایرانی آن بود که هیچکدام از عیدهای ایرانی با برگزاری مراسم برای هیچ انسانی در ارتباط نبود بلکه هرکدام از عیدها (نوروزِ کوچک که اکنون نوروز گوئیم، نوروز بزرگ که اکنون سیزده بهدر گوئیم، مهرگان، سده، و جشنی که اکنون چارشنبه سوران گوئیم) مراسمی بود که برای پیوند با طبیعت برگزار میشد و مستقیماً با تحولات طبیعی در ارتباط بود. دین ایرانی به شادزیستی بهای بسیار داده بود، و از اینرو عید ایرانی نه مراسم عبادی بلکه سور و سرود و رقص دستهجمعی بود و جشنهایش مراسم شادی و سور و ستایش زیباییها بود. در فرهنگ ایرانی نه برای بزرگداشت انسانها حتی زرتشت مراسم دینی برگزار میشد و نه برای هیچکدام از شخصیتهای دیگر. این از آنرو بود که ایرانی برای هیچ انسانی تقدس و عصمت قائل نبود تا بهخاطرش مراسم دینی برپا کند. ایرانی برای طبیعت جشن برپا میکرد و همراه با طبیعت ابراز شادی و سرور مینمود. نماز نیز در دین ایرانی نه همچون نمازِ ادیان سامی ستایش پیامبر شاه و انسانهای مدعیِ نمایندگیِ خدا و ستایش اعضای خانوادۀ پیامبر شاه، و نه دعا و تضرع و ابراز خواری و ذلت در حضور خدا بهخاطر جلب ترحم خدای جبّار، بلکه ستایش ارزشها و پدیدههای سومند بود که جلوههای عینیِ رحمت آفریدگار شمرده میشدند. بهعبارتِ دیگر، نماز در دین ایرانی مجموعهئی از سرودهای ستایشِ ارزشها و پدیدههائی بود که در خدمت سعادت بشر بودند؛ و در میان اینها سپنتَەمَنیو و وهومنَە و اَرتَە از مقام والائی برخوردار بودند و در نمازها بیشتر از همه مورد ستایش قرار میگرفتند، بهعلاوه مهر و ناهید و باران و آبِ جاری و کشتزار و زمینِ بارور و ستورانِ سودمند و مادران و زنان ستایش میشدند؛ و ایندر گفتار زرتشت دیده میشود. بهعبارت دیگر، آنچه نماز در دین ایرانی را تشکیل میداد سرود تلقین بهخود برای همسان شدن با همۀ آفریدگان سودمند و خدمترسان به بشریت بود. این نیایشها بهانسان میآموزد که هر فردی چنانچه از این فضایل پیروی کند و اینها را در درون خویشتن بپرورد و خو یشتن را با آنها همسان سازد خواهد توانست بهبلندترین مرحله از تکامل انسانی رسیده خداگونه شود، و در اینباره هیچ تفاوتی میان انسانها وجود ندارد. با تشکر از استاد امیر حسین خنجی در پناه اهورا زلال و پاک زیوید |+| نوشته شده توسط ایلیا در شنبه دوم آذر 1387 ساعت 20:14
سالنمای سال 1388 ایرانی
سالنمای 1388 ایرانی
در پناه اهورا زلال و پاک باشید |+| نوشته شده توسط ایلیا در جمعه سوم آبان 1387 ساعت 12:56
جشن مهرگان
مهرباني كن به جشن مهرگان و روز مهر مهرباني به، به روز مهر و جشن مهرگان
در پناه اهورای پاک زلال و شاد زیوید |+| نوشته شده توسط ایلیا در چهارشنبه دهم مهر 1387 ساعت 22:3
|
